صفحه نخست|آرشیو اخبار|ارتباط مستقیم با معاونت|ورود به ايميل سازماني|ورود به سرویس پیامک
دانلود, رایگان, طرح, شهادت, وفات, ولادت, میلاد, امام, بنر, مذهبی, گرافیکی, با کیفیت, بالا, قابل چاپ, پیامبر, علیه السلام, (ع), علیها السلام, مذهبی, اسلامی, شحادت, علیح السلام, علیهم السلام, مدهبی, کیفیت, لایه باز, بنر آماده چاپ,اماده چاپ
صفحه اصلي > اخبار 
اخبار > انقلابی ماندن با تأکید بر اندیشه های شهید مطهری(2)


شناخت موانع انقلابی ماندن

انقلابی ماندن با تأکید بر اندیشه های شهید مطهری(2)

استاد شهید آیت الله مطهری (ره) معتقد است که نهضت‌ها مانند همه پديده‌‏هاى ديگر ممكن است دچار آفت‏‌زدگى شوند و وظيفه رهبرى نهضت است كه بروز آفت پيشگيرى كند و اگر احياناً آفت نفوذ كرد، با وسايلى كه در اختيار دارد و يا بايد در اختيار بگيرد، آفت‏‌زدايى نمايد.

مقدمه
        استاد شهید آیت الله مطهری(رضوان الله تعالی علیه) معتقد است که نهضتها مانند همه پديده‏هاى ديگر ممكن است دچار آفت‏زدگى شوند و وظيفه رهبرى نهضت است كه بروز آفت پيشگيرى كند و اگر احياناً آفت نفوذ كرد، با وسايلى كه در اختيار دارد و يا بايد در اختيار بگيرد، آفت‏زدايى نمايد.
        مسئولیت رهبری نهضت در زمان حاضر بر دوش مقام معظم رهبری(مدظله العالی) است و از این رو لازم است همه افراد جامعه به فرمایشات ایشان توجه کامل داشته باشند تا از آفاتی که نهضت را تهدید می کند آگاهی یافته و با آن مقابله نماییم و در حد توان خود از انقلاب دفاع و در جرگه انقلابیون نیز بمانیم.
        نوشتار پیش رو خلاصه ای از مطالبی است که استاد مطهری درباره آفات نهضت در کتاب بررسی اجمالی نهضتهای اسلامی در صد ساله اخیر مطرح نموده اند. لازم به ذکر است برای حفظ امانت، تنها به تلخیص عبارتهای استاد پرداخته شده و از تصرف در متن خودداری شده است.
 
آفات نهضت
1- نفوذ انديشه‏هاى بيگانه
        انديشه‏هاى بيگانه از دو طريق نفوذ مى‏كنند. 
الف- از طريق دشمنان: هنگامى كه يك نهضت اجتماعى اوج مى‏گيرد و جاذبه پيدا مى‏كند و مكتبهاى ديگر را تحت‏الشعاع قرار مى‏دهد، پيروان مكتبهاى ديگر براى رخنه كردن در آن مكتب و پوسانيدن آن از درون، انديشه‏هاى بيگانه را كه با روح آن مكتب مغاير است وارد آن مكتب مى‏كنند و آن مكتب را به اين ترتيب از اثر و خاصيت مى‏اندازند و يا كم‏اثر مى‏كنند. نمونه‏اش را در قرون اوليه اسلام ديده‏ايم. پس از گستردگى و جهانگيرى اسلام، مخالفان اسلام مبارزه با اسلام را از طريق تحريف آغاز كردند. انديشه‏هاى خود را با مارك تقلّبى اسلام صادر نمودند. اسرائيليات، مجوسيات، مانويات با مارك اسلام وارد حديث و تفسير و افكار و انديشه‏هاى مسلمانان گرديد و بر سر اسلام آمد آنچه آمد. خوشبختانه علماى اسلام متوجه اين نكته شدند و تا حد زيادى موفق به آفت‏زدايى گشتند و هنوز هم ادامه دارد.
ب- از طريق دوستان و پيروان: گاهى پيروان خود مكتب به علت ناآشنايى درست با مكتب، مجذوب يك سلسله نظريات و انديشه‏هاى بيگانه مى‏گردند و آگاهانه يا ناآگاهانه آن نظريات را رنگ مكتب مى‏دهند و عرضه مى‏نمايند. نمونه اين نيز در جريانات قرون اوليه اسلام ديده مى‏شود كه مثلاً مجذوب‏شدگان به فلسفه يونانى و آداب و رسوم ايرانى و تصوف هندى، نظريات و انديشه‏هايى را به عنوان خدمت (نه به قصد خيانت) وارد انديشه‏هاى اسلامى كردند. خوشبختانه اين جهت نيز از چشم تيزبين علماى اسلامى دور نماند و يك جريان «نقد انديشه» در اين موضوعات نيز مى‏بينيم كه سير تحولات آن نظريات در جهت حذف نظريات بيگانه هدايت شده است.
        امروز كه نهضت اسلامى ايران اوج گرفته و مكتبها و «ايسم» ها را تحت‏الشعاع قرار داده است، هر دو جريان را مشاهده مى‏كنيم. هم گروهى را مى‏بينيم كه واقعاً وابسته به مكتبهاى ديگر بالخصوص مكتبهاى ماترياليستى هستند و چون مى‏دانند با شعارها و ماركهاى ماترياليستى كمتر مى‏توان جوان ايرانى را شكار كرد، انديشه‏هاى بيگانه را با مارك اسلامى عرضه مى‏دارند. بديهى است اسلامى كه با محتواى ماترياليستى در مغز يك جوان فرو رود و تنها پوسته اسلامى داشته باشد به سرعت دور انداخته مى‏شود. و هم مى‏بينيم- و اين خطرناكتر است- كه افرادى مسلمان اما ناآشنا به معارف اسلامى و شيفته مكتبهاى بيگانه، به نام اسلام، اخلاق مى‏نويسند و تبليغ مى‏كنند اما اخلاق بيگانه، فلسفه تاريخ مى‏نويسند همان طور، فلسفه دين و نبوت مى‏نويسند همان طور، اقتصاد مى‏نويسند همان طور، سياست مى‏نويسند همان طور، جهان‏بينى مى‏نويسند همان طور، تفسير قرآن مى‏نويسند و ...
 
2- تجددگرايى افراطى
        پرهيز از افراط و تفريط و گرايش به اعتدال در هر كارى خالى از دشوارى نيست. گويى هميشه راه اعتدال يك خط باريك است كه اندك بى‏توجهى موجب خروج از آن است. اينكه در آثار دينى وارد شده كه «صراط» از «مو» باريكتر است اشاره به همين نكته است كه رعايت اعتدال در هر كارى سخت و دشوار است.
        بديهى است كه مشكلات جامعه بشرى نو مى‏شود و مشكلات نو راه حل نو مى‏خواهد. «الحوادث الواقعه» چيزى جز پديده‏هاى نوظهور نيست كه حل آنها بر عهده حاملان معارف اسلامى است. سرّ ضرورت وجود مجتهد در هر دوره و ضرورت تقليد و رجوع به مجتهد زنده همين است، و الّا در يك سلسله مسائل استاندارد شده ميان تقليد از زنده و مرده فرقى نيست. اگر مجتهدى به مسائل و مشكلات روز توجه نكند، او را بايد در صف مردگان به شمار آورد. افراط و تفريط در همين جا پيدا مى‏شود.
        برخى آنچنان عوام‏زده هستند كه تنها معيارشان سليقه عوام است و عوام هم گذشته‏گراست و به حال و آينده كارى ندارد. برخى ديگر كه به مسائل روز توجه دارند و درباره آينده مى‏انديشند متأسفانه سخاوتمندانه از اسلام مايه مى‏گذارند؛ سليقه روز را معيار قرار مى‏دهند و به نام «اجتهاد آزاد» به جاى آنكه اسلام را معيار حق و باطل زمان قرار دهند، سليقه و روح حاكم بر زمان را معيار اسلام قرار مى‏دهند. مثلاً مَهر نبايد باشد چون زمان نمى‏پسندد، تعدد زوجات يادگار عهد بردگى زن است، پوشيدگى همين طور، اجاره و مضاربه و مزارعه يادگار عهد فئوداليسم است و فلان حكم ديگر يادگار عهدى ديگر، اسلام دين عقل و اجتهاد است، اجتهاد چنين و چنان حكم مى‏كند.
        بايد توجه داشته باشيم كه حتى معيارهايى كه دانشمندان روشنفكر و مترقى اهل تسنن نظير عبده و اقبال براى حل مشكلات جديد ارائه كرده‏اند از قبيل تمايز قائل شدن ميان عبادات و معاملات و تعبيرهاى خاصى كه آنها از اجماع، اجتهاد، شورا و غيره كرده‏اند و همچنين جهان‏بينى اسلامى كه آنها عرضه كرده‏اند، به هيچ وجه براى ما كه پرورده فرهنگ اسلامى پيشرفته شيعى هستيم قابل قبول نيست و نمى‏تواند الگو قرار گيرد. فقه شيعه، حديث شيعه، كلام شيعه، فلسفه شيعه، تفسير شيعه، فلسفه اجتماعى شيعه از آنچه در جهان تسنن رشد كرده بسى رشديافته‏تر و جوابگوتر است. هرچند جهان تسنن به علل جغرافيايى و غيرجغرافيايى پيش از جهان تشيع با تمدن جديد و مشكلات و مسائلى كه اين تمدن به وجود آورده آشنا شده و در جستجوى كشف راه حل آن برآمده است و شيعه ديرتر نظريات خود را عرضه داشته است، ولى مقايسه ميان آنچه در سنوات اخير از جهان شيعه عرضه شده و آنچه از جهان تسنن عرضه شده است مى‏رساند كه نظريات شيعى از بركت پيروى از مكتب اهل بيت عليهم السلام بسى عميقتر و منطقى‏تر است. ما نيازى نداريم كه امثال عبده و اقبال و فريد وجدى و سيد قطب و محمد قطب و محمد غزالى و امثال اينها را الگو قرار دهيم.
        به هرحال تجددگرايى افراطى- كه هم در شيعه وجود داشته و دارد و هم در سنى- و در حقيقت عبارت است از آراستن اسلام به آنچه از اسلام نيست و پيراستن آن از آنچه از اسلام هست به منظور رنگ زمان زدن و باب طبع زمان كردن، آفت بزرگى براى نهضت است و وظيفه رهبرى نهضت است كه جلو آن را بگيرد.
 
3- اکتفا به مرحله پیروزی و رها کردن مرحله سازندگی و اثبات 
        متأسفانه تاريخ نهضتهاى اسلامى صد ساله اخير يك نقيصه را در رهبرى روحانيت نشان مى‏دهد و آن اينكه روحانيت، نهضتهايى كه رهبرى‏ كرده تا مرحله پيروزى بر خصم ادامه داده و از آن پس ادامه نداده و پى كار خود رفته و نتيجه زحمات او را ديگران و احياناً دشمنان برده‏اند. مانند اينكه كسى زمين غصب‏شده‏اش را با قدرت و شدت مطالبه كند و با صرف نيرو و بذل مال و جان آن را از دست دشمن بگيرد، اما همينكه گرفت برود به خانه خود بنشيند و يك دانه بذر هم در آن نپاشد، ديگران بروند از آن به سود خود استفاده كنند.
        انقلاب عراق با پايمردى روحانيت شيعه به ثمر رسيد، اما روحانيت از ثمره آن بهره‏بردارى نكرد و نتيجه‏اش را امروز مى‏بينيم. مشروطيت ايران را روحانيت به ثمر رسانيد، اما آن را ادامه نداد و بهره‏بردارى نكرد و لهذا طولى نكشيد كه يك ديكتاتورى خشن روى كار آمد و از مشروطيت جز نام باقى نماند، بلكه تدريجاً در مردم سوءظن پديد آمد كه اساساً رژيم استبداد از رژيم مشروطه بهتر بوده است و مشروطيت گناه است. حتى در جنبش تنباكو اظهار تأسف مى‏شود كه روحانيت با لغو امتياز رژى كار خود را تمام‏شده تلقى كرد در صورتى كه مى‏توانست پس از آن آمادگى مردم، يك نظام واقعاً اسلامى به وجود آورد.
        نهضت اسلامى ايران در حال حاضر در مرحله نفى و انكار است. مردم ايران يكدست عليه استبداد و استعمار قيام كرده‏اند. مرحله نفى و انكار به دنبال خود مرحله سازندگى و اثبات دارد. به دنبال لا اله بايد الَّا اللَّه بيايد. در هر نهضت، مرحله سازندگى و اثبات از مرحله نفى و انكار دشوارتر است. اكنون اين نگرانى در مردم هوشمند پديد آمده است كه آيا باز هم روحانيت كار خود را نيمه‏تمام خواهد گذاشت؟
 
4- رخنه فرصت‏طلبان
        رخنه و نفوذ افراد فرصت‏طلب در درون يك نهضت از آفتهاى بزرگ هر نهضت است. وظيفه بزرگ رهبران اصلى اين است كه راه نفوذ و رخنه اين گونه افراد را سدّ نمايند. هر نهضت مادام كه مراحل دشوار اوليه را طى مى‏كند سنگينى‏اش بر دوش افراد مؤمن مخلص فداكار است، اما همينكه به بار نشست و يا لااقل نشانه‏هاى بار دادن آشكار گشت و شكوفه‏هاى درخت هويدا شد، سر و كلّه افراد فرصت‏طلب پيدا مى‏شود. روز به روز كه از دشواريها كاسته مى‏شود و موعد چيدن ثمر نزديكتر مى‏گردد، فرصت‏طلبان محكمتر و پرشورتر پاى عَلَم نهضت سينه مى‏زنند تا آنجا كه تدريجاً انقلابيون مؤمن و فداكاران اوليه را از ميدان بدر مى‏كنند. اين جريان تا آنجا كليت پيدا كرده كه مى‏گويند: «انقلاب فرزندخور است» گويى خاصيت انقلاب اين است كه همينكه به نتيجه رسيد فرزندان خود را يك‏يك نابود سازد. ولى انقلاب فرزندخور نيست، غفلت از نفوذ و رخنه فرصت‏طلبان است كه فاجعه به بار مى‏آورد.
        انقلاب مشروطيت ايران را چه كسانى به ثمر رساندند؟ و پس از به ثمر رسانيدن، چه چهره‏هايى پستها و مقامات را اشغال كردند؟ و نتيجه نهايى چه شد؟
        سردار ملى‏ها و سالار ملى‏ها و ساير قهرمانان آزاديخواه، همه به گوشه‏اى پرتاب شدند و به فراموشى سپرده شدند و عاقبت با گرسنگى و در گمنامى مردند، اما فلان الدوله‏ها كه تا ديروز زير پرچم استبداد با انقلابيون مى‏جنگيدند و طناب به گردن مشروطه‏چيان مى‏انداختند، به مقام صدارت عُظمى‏ رسيدند و نتيجه نهايى، استبدادى شد به صورت مشروطيت.
        فرصت‏طلبى تأثير شوم خود را در تاريخ صدر اسلام نشان داد. در دوره عثمان، فرصت‏طلبان جاى شخصيتهاى مؤمن به اسلام و اهداف اسلامى را گرفتند، طريدها وزير شدند و كعب‏الاحبارها مشاور، و اما ابوذرها و عمارها به تبعيدگاه فرستاده شدند و يا در زير لگد مچاله شدند.
        چرا قرآن كريم ميان انفاق و جهاد قبل از فتح مكه و انفاق و جهاد بعد از فتح مكه و در حقيقت ميان مؤمنِ منفقِ مجاهدِ قبل از فتح و مؤمنِ منفقِ مجاهدِ بعد از فتح فرق مى‏گذارد؟
         لا يَسْتَوى مِنْكُمْ مَنْ انْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قاتَلَ اولئِكَ اعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذينَ انْفَقوا مِنْ بَعْدُ وَ قاتَلوا وَ كُلّاً وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى‏ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلونَ خَبيرٌ. (حدید/10)
        آنان كه پيش از فتح، انفاق و جهاد كردند (با ديگران) همانند نيستند. آنان از نظر درجه بزرگترند از كسانى كه بعد از فتح انفاق و جهاد كردند و خداوند به همه وعده نيكى داده و خداوند به آنچه مى‏كنيد آگاه است.
        سرّ مطلب واضح است. پيش از فتح مكه هرچه بود دشوارى و تحمل مشقت بود، ايمانها خالصتر و انفاقها و جهادها بى‏شائبه‏تر و از روحيه فرصت‏طلبى دورتر بود، برخلاف انفاق و جهاد بعد از فتح كه در آن حد از بى‏شائبگى نبود.
        همچنين قرآن درباره مجاهدين اولين مى‏فرمايد: بيست نفر شما برابر با دويست نفر از كافران است. ولى همينكه عناصر ديگر كه هنوز روح اسلامى كاملاً در آنها دميده نشده بود و دقيقاً مؤمن به اهداف انقلاب اسلامى نبودند وارد شدند- و در آن هنگام مى‏شد اسلام را يك فرصت تلقى كرد- مى‏گويد صد نفر شما با دويست نفر دشمن برابرى مى‏كند. (مضمون آیات 65 و 66 سوره انفال)
        نهضت را اصلاح‏طلب آغاز مى‏كند نه فرصت‏طلب، و همچنين آن را اصلاح‏طلب مؤمن به اهداف نهضت مى‏تواند ادامه دهد نه فرصت‏طلب كه در پى منافع خويش است.
        به هرحال مبارزه با رخنه و نفوذ فرصت‏طلبان على‏رغم تظاهرات فريبنده‏شان يكى از شرايط اصلى ادامه يك نهضت در مسير اصلى است.
 
5- روشن نبودن طرح هاى آينده انقلاب
        فرض كنيم ساختمان فرسوده و بى‏قواره‏اى را كه در آن با ناراحتى بسر مى‏بريم مى‏خواهيم خراب كنيم و به جاى آن، ساختمانى نو و زيبا كه فاقد نواقص قبلى باشد و آسايش ما را كاملا تأمين كند بسازيم. اينجا دو احساس داريم: يك احساس منفى درباره ساختمان موجود كه مى‏خواهيم هرچه زودتر خود را از شرّ آن راحت سازيم و ديگر احساس مثبت درباره ساختمان جديدى كه مى‏خواهيم بسازيم و هرچه زودتر يك زندگى خانوادگى ايده‏آل در آن به وجود آوريم. از نظر احساس منفى تكليف ما روشن است. نياز زيادى نيست كه ضرورت تخريب آن براى ما توضيح داده شود، زيرا عملاً ناراحتيها را لمس مى‏كنيم. اما از نظر احساس مثبت اگر طرحى و نقشه‏اى مشخص جلو ما بگذارند يا ماكتى تهيه كنند و جلو ما بگذارند كه ساختمان آينده اين است با اين مزايا و محاسن، و ما در مجموع نقصى نتوانيم پيدا كنيم قطعا تسليم مى‏شويم و قبول مى‏كنيم. ولى اگر طرحى ارائه نشود و از طرف متخصصان مورد اعتماد به طور اجمال گفته شود بعد از خراب كردن، ساختمانى بسيار عالى به جاى آن خواهيم ساخت، بديهى است كه شوق ما تحريك مى‏شود اما نوعى دلهره هم در ته دل خواهيم داشت. حالا اگر دو گروه مهندس پيشنهاد ساختمان جديد بدهند: يك گروه نقشه‏اى معين از هم اكنون ارائه مى‏دهد كه مثلاً درِ ورودى كجاست، آشپزخانه به چه شكل و در كجاست، سالن پذيرايى چه ابعادى دارد و در كجاست، حمام و دستشويى كجا؛ اما گروه ديگر در عين اينكه به ارزش و شخصيتشان اعتماد داريم هيچ گاه نقشه و طرح خود را ارائه نمى‏دهند، همين قدر وعده مى‏دهند بهترين ساختمانها خواهيم ساخت. اينجاست كه ابهام و روشن نبودن طرح اين گروه ممكن است ما را به سوى آن گروه ديگر بكشاند.
        روحانيت آن گروه مهندس اجتماعى مورد اعتماد جامعه است كه به علل خاصى در ارائه طرح آينده كوتاهى كرده و لااقل به طور كامل و به امضاء رسيده ارائه نداده است. اما در مقابل، گروههاى ديگر هستند كه طرحها و نقشه‏هاشان مشخص است؛ معلوم است جامعه ايده‏آل آنها از نظر حكومت، از نظر قانون، از نظر آزادى، از نظر ثروت، از نظر مالكيت، از نظر اصول قضايى، از نظر اصول اخلاقى و ... چگونه جامعه‏اى است. تجربه نشان داده كه روشن نبودن طرح آينده ضايعات اساسى به بار مى‏آورد. قطعاً نهضت بايد طرحهاى روشن و خالى از ابهام و مورد قبول و تأييد رهبران ارائه دهد تا جلو ضايعات گرفته شود. ما خوشوقتيم و خدا را سپاسگزار كه از نظر مواد خام فرهنگى، فوق‏العاده غنى هستيم. نيازى از اين نظر به هيچ منبع ديگر نداريم. تنها كارى كه بايد بكنيم استخراج و تصفيه و تبديل اين مواد خام به مواد قابل استفاده است و مستلزم بيدار دلى و كار و صرف وقت است.
 
6- انحراف يافتن نيتها و اندیشه ها از مسیر خدا
        ششمين آفتى كه يك نهضت خدايى را تهديد مى‏كند، از نوع معنى است، از نوع تغيير جهت دادن انديشه‏هاست، از نوع انحراف يافتن مسير نيتهاست. نهضت خدايى بايد براى خدا آغاز يابد و براى خدا ادامه يابد و هيچ خاطره و انديشه غيرخدايى در آن راه نيابد تا عنايت و نصرت الهى شاملش گردد. آن كه نهضت خدايى آغاز مى‏كند بايد جز به خدا نينديشد، توكلش بر ذات مقدس او باشد و دائماً حضور ذهنى داشته باشد كه در حال بازگشتن به اوست. قرآن از زبان شعيب پيغمبر نقل مى‏كند:
اِنْ اُريدُ الَّا الْاِصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَ ما تَوْفيقى الّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ اِلَيْهِ اُنيبُ. «هود/88»
 
هنگامى كه گروهى از مجاهدين اسلام نبردى را پشت سر گذاشته و به مدينه برمى‏گشتند، رسول خدا به آنها فرمود:
مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهادَ الْاصْغَرَ وَ بَقِىَ عَلَيْهِمُ الْجِهادُ الْاكْبَرُ
آفرين بر گروهى كه جهاد كوچكتر را انجام داده و جهاد بزرگترشان هنوز باقى است.
گفتند: يا رَسولَ اللَّهِ! وَ مَا الْجِهادُ الْاكْبَرُ؟ جهاد بزرگتر چيست؟
فرمود: جهاد با هواى نفس.
پاك نگه داشتن انديشه و نيت در مراحل نفى و انكار كه همه ی سرگرميها، درگيرى با دشمن بيرونى است، آسانتر است. همينكه نهضت به ثمر رسد و نوبت سازندگى و اثبات- كه ضمناً پاى تقسيم غنائم هم در ميان است- برسد، حفظ اخلاص بسى مشكلتر است.
        قرآن كريم در سوره مائده- كه آخرين سوره يا از آخرين سوره‏هاى قرآن است و بالاخره در دو سه ماه آخر عمر رسول اكرم نازل شده است و زمان، زمانى است كه مشركين يكسره به زانو درآمده‏اند و خطرى از ناحيه آنها اسلام را تهديد نمى‏كند و در همين وقت در غدير خم تكليف امامت روشن، و امامت و خلافت على عليه السلام به امر خداوند اعلام مى‏شود- يك اعلام خطر از ناحيه خدا به همه مسلمانان مى‏نمايد و آن اينكه تاكنون از دشمن مى‏ترسيديد كه ريشه شما را بركنَد، اكنون نگرانى از آن ناحيه منتفى است، اكنون نگرانى از ناحيه من است، از اين پس از كافران و دشمنان خارجى نترسيد، از من بترسيد كه در كمين شما هستم:
اَلْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفروا مِنْ دينِكُمْ فَلاتَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ. «مائده/3»
يعنى چه؟ يعنى جامعه اسلامى از اين پس از درون خود تهديد مى‏شود كه راه انحراف از مسير خدايى اخلاص پيش گيرد و خدا را فراموش كند. سنت لايتغيّر خداست كه هر ملتى كه از درون و از جنبه اخلاقى تغيير كند و عوض شود، خداوند متعال سرنوشت آنها را تغيير دهد.
اِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّى‏ يُغَيِّروا ما بِانْفُسِهِمْ. «رعد/11»
 خداوند وضع و سرنوشت مردمى را عوض نمى‏كند، مادامى كه آنها خود را و آنچه به انديشه‏ها و رفتارهاى خودشان مربوط است تغيير ندهند.
 
نتیجه گیری
        آنچه گذشت شش مورد از موانع حرکت یک انقلاب است که شهید مطهری بیان نموده و در عین حال مدعی هم نیست که همه آن را استقصا نموده است. بی شک هر یک از آفتهای یاد شده می تواند خود موجب تردید یا تزلزل در میان نیروهای انقلابی شود و در پی آن بخشی از نیروهای انقلابی را از مسیر انقلاب خارج و یا روحیه انقلابی آنها را تضعیف نماید. از این رو با شناخت مفهومی و مصداقی آفت های یاد شده و توجه به رهنمودهای رهبری نهضت میتوان هم انقلابی ماند و هم از ریزش نیروهای انقلابی و تضعیف روحیه آنها جلوگیری به عمل آورد.
 
                        




تاریخ ارسال مطلب : يکشنبه ١١ مهر ١٣٩٥ / شماره خبر : ٣٨٤٣٨٢ / تعداد بازدید : 1204

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




صفحه اصلی | ارتباط با معاونت | سایت جامع تبلیغ
تمامی حقوق این پایگاه متعلق به معاونت تبلیغ و آموزش های کاربردی حوزه های علمیّه می باشد.